آغاز انقلاب فرانسه ، سقوط باستیل

 222 سال پیش در روز 14 ژوییه سال 1789 میلادى مردم پاریس به قلعه و زندان مشهور باستیل حمله کرده و آن را فتح مى کنند. با این که در آن زمان فقط چند نفر در باستیل زندانى بودند اما سقوط باستیل به عنوان نماد استبداد در فرانسه نقطه عطفى در تاریخ این کشور محسوب شده و پس از سقوط باستیل انقلاب فرانسه وارد مرحله اى غیرقابل بازگشت مى شود.

40 روز پیش از این تاریخ ، مجلس اتاژنرو در ورساى تشکیل مى شود و نمایندگان که متوجه شده بود نقاط ضعف و مشکلات حکومت بیش از آن است که فقط با یک اصلاح مالیاتى حل شود ، خواستار استقرار نهادهایى در چارچوب یک قانون اساسى شدند. سپس در روز 9 ژوییه مجلس اتاژنرو در ورساى تشکیل شد و خود را «مجلس ملى موسسان» نامید.

این اقدام به مذاق لویى شانزدهم پادشاه فرانسه و بویژه اطرافیان دربارى او خوش نیامد. در روز 12 ژوییه سال 1789 میلادى لویى شانزدهم ناظر کل امور مالى ژاک نکر را معزول مى کند و بارون دوبروتوى جانشین او مى شود.

با این که ژاک نکر بانکدار اهل شهر ژنو فقط موجب افزایش کسر بودجه کشور شده بود اما میان مردم کوچه و بازار محبوبیت داشت. سپس این شایعه رواج مى یابد که شاه که از نافرمانى نمایندگان مجلس به خشم آمده ، مى خواهد مجلس را منحل کرده و نمایندگان را به خانه هایشان بفرستد.

در روز 13 ژوییه شایعه جدیدى در پاریس منتشر مى شود که براساس آن نیروهاى ارتش سلطنتى مى خواهند وارد پاریس شوند و نمایندگان را دستگیر کنند.

صبح روز 14 ژوییه یک گروه از صنعتگران و پیشه وران براى جستجوى اسلحه به عمارت انوالید مى روند.

سومبروى که وظیفه حفاظت از عمارت انوالید را داشت تسلیم شورشیان شده و در انبارهاى سلاح را به روى آنها مى گشاید.جمعیت به انبارها هجوم برده و 28 هزار قبضه تفنگ را غارت مى کنند.

شورشیان پس از این موفقیت اولیه به سوى قلعه و زندان باستیل حرکت مى کنند. براساس شایعات ، در باستیل مقدار قابل ملاحظه اى باروت انبار شده بود. مردم نسبت به این قلعه قرون وسطایى احساس نفرت مى کردند زیرا همواره نماد قدرت استبدادى سلطنتى بود.

در آن زمان گارد محافظ باستیل از 82 کهنه سرباز سالمند تشکیل شده بود و در روز 7 ژوییه یک واحد از گارد سوییس شامل 32 سرباز به آنها پیوسته بودند.

مارکى دولوناى حاکم باستیل متوجه مى شود که تا رسیدن قواى کمکى باید دست به دفع الوقت بزند. او به مهاجمان مى گوید حاضر به مذاکره با 3 نفر از نمایندگان آنها است و در ازاى آن 3 درجه دار را به عنوان گروگان نزد آنها مى فرستد.

دولانوى با نمایندگان گفتگو کرده و آنها را به صرف غذا دعوت مى کند. در حالى که صبر جمعیت خروشان در بیرون از قلعه باستیل به سر آمده بود.

یک گروه از شورشیان موفق مى شوند از بخشى از دروازه قلعه بالا رفته و خود را به پل معلقى که حکم ورودى اصلى باستیل را داشت برسانند آنها تلاش کردند با ضربات تبر زنجیرهاى نگهدارنده پل معلق را قطع کنند.

افراد گارد سوییس به سوى آنها شلیک کرده و آنها را به قتل مى رسانند. در تیراندازى متقابل نیز تعدادى از نگهبانان قلعه به قتل مى رسند.

دولوناى تصمیم مى گیرد انبارهاى باروت را منفجر کند ، اما کهنه سربازان از او مى خواهند با شورشیان مذاکره کند.

ستوان فلو فرمانده گارد سوییس فرمان توقف تیراندازى را داده و مى گوید براساس قوانین جنگى حرمت آنها باید حفظ شده تا تسلیم شوند.

یک سرباز فرانسوى که به شورشیان پیوسته بود تقاضاى او را پذیرفته و به طور مکتوب به آنها امان نامه مى دهد.

پل معلق باستیل پایین آمده و گاردهاى سوییس به عنوان زندانى به عمارت شهردارى برده مى شوند اما ناگهان مهار جمعیت عصیان زده از دست رهبران شورش خارج شده و جمعیت خشمگین گاردهاى سوییس و سایر اسرا را قطعه قطعه مى کنند و سرهاى آنها را بر سر نیزه زده و در خیابان ها مى گردانند.

سپس مردمى که وارد باستیل شده بودند ، زندانیان را آزاد مى کنند اما در آن زمان فقط 7 نفر در باستیل زندانى بودند. در هفته هاى پس از تصرف باستیل مردم پاریس به تخریب قلعه پرداخته و سنگ هاى خرد شده آن را به عنوان نشانه پیروزى تقسیم مى کنند.

پس از تصرف باستیل مردم پاریس قلعه را تخریب کرده و هیچ اثرى از این نماد استبداد سلطنتى باقى نمى ماند. سقوط باستیل نقطه عطفى در تاریخى فرانسه محسوب مى شود و پس از سقوط باستیل انقلاب فرانسه وارد مرحله اى غیرقابل بازگشت مى گردد.

روز 14 ژوییه به عنوان روز جشن ملى فرانسه محسوب مى شود.

/ 0 نظر / 160 بازدید